BETA Wikiled
Online Dictionary

Login:

Translation Simplified Chinese - Persian (Farsi) : 博雅

Translation

(Show...)
     
1 اتش
2 اتش زدن
3 اتش گرفتن
4 ارسال داشتن
5 ارسال کردن
6 از پیش فرستاده شده
7 ازاد کردن
8 ازادی
9 استخلاص
10 اعزام داشتن
11 اعزام کردن
12 افروختن
13 اقامه کردن
14 امدادی
15 امپول زدن
16 انتشار
17 انتشار دادن
18 انتشار نور منتشر کردن
19 انتقال دادن
20 اندازه بودن برازندگی
21 انشعاب
22 انگیختن
23 اولاد
24 ایستگاه تقویت
25 با کشتی حمل کردن
26 باد خور گذاردن
27 باز پخش کردن
28 بازپخش
29 بازی کن ردیف جلو
30 ببعد
31 بخشش
32 بر افروختن
33 بر امد
34 بردن
35 بطرف جلو
36 بند
37 به جلو
38 به پیش
39 بیرون آمدن
40 بیرون دادن
41 بیرون ریختن
42 بیرون کردن
43 بیهوشی
44 ترخیص
45 ترفیع رتبه دادن
46 ترقی دادن
47 تسریع کردن
48 تشنج
49 تطبیق کردن
50 تفنگ یاتوپ را اتش کردن
51 تقویت کردن
52 تندرست
53 تندی
54 تیر
55 تیر اندازی کردن
56 تیر کشیدن
57 جسور
58 جلو
59 جلو بردن
60 جلو رفتن
61 جلوانداختن
62 جلوی
63 جهاز
64 جوانه زدن
65 حرارت
66 حرکت تند و چابک
67 حریق
68 حمل کردن
69 حمله
70 خارج شدن
71 خارج کردن
72 خالی کردن
73 خلاصی
74 خوردن
75 در خور
76 درد
77 درد شدید و ناگهانی
78 درد کردن
79 درد کشیدن
80 درکردن
81 دریچه
82 دستگاه تقویت نیروی برق یا رادیو و تلگراف و غیره
83 دور زدن
84 ربون
85 رساندن
86 رله
87 رها شدن
88 رها کردن
89 رهایی
90 رهتیی
91 رواج دادن
92 روانه کردن
93 رویش انشعابی
94 رویش شاخه
95 رگه معدن
96 زبانه کشیدن
97 زدن
98 زلف
99 زیبنده بودن بر
100 سازگار
101 سبز شدن
102 سبقت
103 سرانجام
104 سرایت کردن
105 سرزنش وجدان
106 سفینه
107 سوار کشتی شدن
108 سوار یا جفت کردن
109 سوق دادن
110 شایسته
111 شایسته بودن
112 شلیک
113 شلیک کردن
114 شماره
115 صادر شدن
116 صادر کردن
117 صدور
118 صلاحیت دار کردن
119 عمل
120 عکسبرداری کردن
121 غش
122 فرا خور
123 فرا فرستادن
124 فرزند
125 فرستا دن
126 فروختن
127 فیلمبرداری کردن
128 قسمتی از شعر یا سرود
129 متناسب کردن
130 مجهز کردن
131 محول کردن به
132 مخابره کردن
133 مخرج
134 مرخص کردن
135 مرکوب
136 مسابقه دو امدادی
137 مساعده
138 مساعده دادن
139 مستعد
140 مقتضی
141 مناسب
142 مناسب بودن برای
143 منتشر ساختن
144 منفذ
145 مو
146 موضوع
147 موی سر
148 ناو
149 نتیجه بحی
150 نسخه
151 نشریه
152 نقل کردن
153 نماینده
154 نمایندگی دادن
155 نژاد
156 نیش
157 هواپیما
158 هیجان
159 وکالت دادن
160 پخش
161 پراندن
162 پراکندن
163 پرتاب کردن
164 پی امد
165 پیش
166 پیش بردن
167 پیش رفتن
168 پیش روی
169 پیش قسط
170 پیش پرداخت
171 پیشرفت
172 پیچیدن
173 کردار
174 کشتی
175 کشتی هوایی
176 گستاخ
177 گسیل داشتن
178 گلوله زدن
179 گنجاندن یا گنجیدن
180 گیسو

Last Questions

(Show...)
 Last Questions
  
0
Asked by: krstina |
1 day ago in Translation
0
Asked by: krstina |
1 day ago in Translation
0
Asked by: NOMIKI |
1 day ago in Translation
0
Asked by: cfreimuth |
2 days ago in Translation
1
Asked by: AYCL |
2 days ago in Translation
0
Asked by: ALORA |
3 days ago in Translation
1
Asked by: lionarnia |
3 days ago in General
0
Asked by: martyf325 |
4 days ago in Translation
3
Asked by: katielmuir |
5 days ago in Translation
0
Asked by: lothlorian |
8 days ago in Translation