BETA Wikiled
Žodynas  

Vertimai Lietuvių - Persų (Farsi) : baigtis

Vertimai

(Atidaryti...)
     
1 آخر
2 اتمام
3 اثر
4 از خواب برخاستن
5 استنتاج کردن
6 اعتصاب کردن
7 اعلان کردن
8 انتشار دادن
9 انتقال دادن
10 انتها
11 انقضاء
12 اولاد
13 ایست
14 ایستادن
15 بالا آمدن
16 بالا رفتن
17 بانتها رسیدن
18 بحد اعلی رسیدن
19 بحد اکثر ارتفاع رسیدن
20 بر امد
21 برامدن
22 برخاستن
23 بلند شدن
24 به انتها رسیدن
25 به اوج رسیدن
26 بپایان رساندن
27 بپایان رسانیدن
28 بپایان رسیدن
29 بچه انداختن
30 بی نتیجه ماندن
31 بیرون آمدن
32 بیرون دادن
33 بیرون رفتن
34 ترقی
35 ترقی خیز
36 ترقی کردن
37 تصور کردن
38 تمام شدن
39 تمام کردن
40 توزیع کردن
41 توقف
42 حاصل
43 حد
44 خاتمه
45 خاتمه دادن
46 خاتمه یافتن
47 خارج شدن
48 خاستن
49 خاموش شدن
50 ختام
51 ختم
52 ختم کردن
53 خیط و پیت شدن
54 در امدن
55 در ماندن
56 دست اورد
57 دست کاری تکمیلی
58 دست کشیدن
59 دست کشیدن از
60 دم براوردن
61 راس
62 رد شدن
63 رنگ وروغن زدن
64 رواج دادن
65 ریشه نکردن
66 سر
67 سر بالایی
68 سر خوردن
69 سرامدن
70 سرانجام
71 سربالا رفتن
72 سقط جنین